محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

5466

تاريخ الطبرى ( فارسي )

كند ، و مخالفانت را فدايت كند . اينك كه به تو مينويسم پسر على بن عيسى در كنار منست و انگشترش در انگشت من و خدا را سپاس . پروردگار جهانيان . » پس فضل برخاست و مامون را به نام امير مؤمنان سلام گفت . مامون مردان و سرداران به كمك طاهر بن حسين فرستاد و او را ذو اليمينين و صاحب حبل الدين نام داد و هر كس از همراهان وى را كه كمتر از هشتاد بود به هشتاد بالا برد . در اين سال سفيانى ، على بن عبد الله ، نوادهء معاويه در شام قيام كرد - و اين به ماه ذى حجه بود - و سليمان بن ابى جعفر را ، از آن پس كه در دمشق محاصره كرد ، از شام برون كرد ، سليمان از جانب محمد عامل شام بود . محمد مخلوع ، حسين بن على ماهانى را به مقابلهء وى فرستاد اما به نزد وى نرفت و چون به رقه رسيد آنجا بماند . در اين سال ، طاهر عاملان محمد را از قزوين و ديگر ولايتهاى جبال برون كرد . سخن از اينكه چرا طاهر عاملان محمد را از ولايتهاى جبال برون كرد ؟ على بن عبد الله گويد : وقتى طاهر سوى عبد الرحمان ( 416 ابناوى مىرفت ، به همدان ، بيم كرد كه اگر كثير بن قادره را كه با سپاه فراوان به قزوين بود و از عاملان محمد بود پشت سر نهد ، بر او بتازد . گويد : وقتى طاهر به نزديك همدان رسيد ، به ياران خويش دستور داد فرود آيند كه فرود آمدند . آنگاه با هزار سوار و هزار پياده بر نشست و آهنگ كثير بن قادره كرد و چون نزديك وى رسيد كثير بن قادره با ياران خويش گريخت و قزوين قادره كرد و چون نزديك وى رسيد كثير بن قادره با ياران خويش گريخت و قزونى را خالى كرد . طاهر سپاهى فراوان آنجا نهاد و يكى از ياران خويش را بر آن گماشت